دریافت کد آمارگیر سایت

شمارنده درمان همیوپاتی چیست ؟

درمان همیوپاتی چیست ؟

آدرس مطب : تهران - میدان قدس-خیابان دزاشیب - تلفن : 09121230077 واشهری

تولد این وبلاگ

درمان به روش همیوپاتی

با سلام به کلیه دوستان

این وبلاگ رو تشکیل دادم تا در مورد درمان به روش همیوپاتی برای

خوانندگان توضیح بدم و در صورتی که نیاز به درمان داشتید از طریق تماس با اینجانب کمکی در حد توانم به شما خوانندگان عزیز داشته باشم.

 آرزوی سلامتی برای همتون دارم

واشهری- درمانگر همیوپات

 

 

تصوير دكتر فردريش سامويل هانمن بنيانگذار طب هميوپاتي(۱۷۷۵-۱۸۴۳ آلمان)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 11:17  توسط واشهری  | 

نحوه درمان به روش همیوپاتی

من سعي دارم اين وبلاگ رو به زبان ساده و براي فهم عموم بنويسم تا از اين طريق آگاهي عمومي رو در مورد همئوپاتی افزايش بدم ، پس ازهمكاراي عزيري كه احيانا اين وبلاگ رو مي خونن معذرت مي خوام اگر كمي ساده نويسي کردم  .

 

امروز در مورد هوميوپاتي و نحوه درمان به وسيله اين علم براتون توضيح ميدم :

هميوپاتي از دو بخش "هميو"   يعني    "مشابه"     و "پاتي" به معنی    "درمان"   درست شده.

نميدونم چقدر درمورد انواع درمان اطلاع داريد .

ما 3 نوع درمان داريم :

1-  آنتي پاتي

2-  آلو پاتي

3-  هميوپاتي 

 

 

براي توضيح  هر يك از انواع درمان لازم اول براتون در مورد تاثيرات اوليه و تاثيرات ثانويه يك توضيح كوچيك بدم و بعد بپردازم به نحوه درمان به وسيله هريك از اين نگرش ها .

 

ببينيد وقتي شخصی يك دارو رو استفاده مي كنه ، اين دارو يك تاثيرات اوليه وكوتاه مدت به صورت سريع در بدن مصرف کننده دارو ايجاد ميكنه كه به اون واكنش اوليه ياPrimary Action  ميگن .

 

اما بعد از مصرف دارو بدن شخص،  در مقابل همين Primary Action  اقدام به يك واكنش معكوس و قوي تر و در زمان طولاني تر براي برگردوندن بدن به وضعيت قبلي مي كنه كه به اون واكنش ثانويه يا Secondry Action میگن.

 

ببينيم اين تاثير رو شما دوستان كجا دقيقا باش روبرو شدين ودرك كردين.

 

روزهاي زمستوني رو ديديد وقتي دستتون يخ مي كنه ، و شما به خونه بر میگردید ، بعد ازمدتي دست از مقدار طبيعي گرم تر مي شه و بعد به حالت اوليه یعنی درجه حرارت طبيعي برمي گرده ؟

 

ببينيم چه اتفاقی مي افته تو اين حالت.

بعد از اينكه دست شما در معرض سرما قرار مي گيره ، دست شما به اين سرما  يك واكنش اوليه و سريع به  صورت يخ كردن  نشون ميده و وقتي شما دستتون رو گرم مي كنيد، بدن شما اقدام به واكنش ثانويه كرده  که معكوس  و در زمان طولاني تر در خلاف جهت سرما كه همون گرم شدن دسته انجام ميده و دست شما از حالت طبيعي گرم تر ميشه  و بعد به حالت اوليه بر مي گرده .

 

پس يخ كردن دست واكنش اوليه و گرم تر شدن دست واكنش ثانويه تو اين مثال بود كه هميشه

۱-  شدت واكنش اوليه بیشتر از شدت واكنش ثانويه است .

۲-  سرعت واكنش اوليه بیشتر سرعت واكنش ثانويه است .

۳-  جهت واكنش اوليه خلاف جهت واكنش ثانويه است .

۴- اثر واکنش ثانویه عمیقتر از اثر واکنش اولیه است.

خوب حالا آنتي پاتي رو براتون توضيح ميدم ببينيم چگونه عمل مي كنه.

 

 وقتي شما براي يه مشكلي به پزشك مراجعه مي كنيد پزشك دارويي رو به شما ميده كه تعريف اون دارو توي علمي كه داره به اون روش شما رودرمان ميكنه اينه :

-دارو سمي است كه  علامت هاي اوليه ايجاد شده در شخص مسموم به اون سم،  خلاف جهت علامتهاي ايجاد شده دربيمار مي باشد .

 

( دقيقا به خاطر همين مشكل هم هست كه پزشكان همواره اصرار دارند تاافراد بدون تجويز پزشك اقدام به مصرف دارو نكنند چون تمام اين دارو ها يك نوع سم هستند ).

 

يك مثال ميزنم:

وقتي شما به خاطر سرما خوردگي به پزشك مراجعه مي كنيد و ميگيد كه بيني شما كيپ شده،  اين كيپ شدن به خاطر تورم رگهايي كه توي بيني شما هست و بر اثر التهاب متورم شده.

 

حالا پزشك به شما سمي رو ميده كه علامت اولیه شخصي كه با اون سم مسموم شده اينه كه رگهاي بيني شخص مسموم جمع ميشه .تا اينجا اشكالي وجود نداره . شما دارو رو مصرف مي كنيد و فكر مي كنيد كه خوب شدين اما در ادامه و در طولاني مدت واكنشهاي ثانويه بدنتون شروع ميشه البته با قدرت بيشتر و شما بعد از چند وقت با يه مريضي جديد  و قوي تر برمي گرديد پيش دكتر .

 

در اين شرايط دكتر فكر ميكنه شما يه بيماري ديگه گرفتيد و دوباره شما رو آنتي پاتي ميكنه و دوباره شما خوب ميشيد اما دوباره بعد از چند وقت ، واكنش ثانويه بدن به اون تغيير بدنتون ( ناشی از مصرف دارو )شروع ميشه اما دوباره قوي تر و اين روند ادامه پيدا مي كنه وشما هر روز ضعيف تر ميشيد . 

( آنتی پاتی ، همیشه من  رو یاده  عملکرد گ ش ت  ا ر ش ا د می ندازه) و علت بدتر شدن اوضاع را واکنش ثانویه جامعه به عملکرد اونها می دونم 

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 12:13  توسط واشهری  | 

تفاوت همیوپاتی و آنتی پاتی

خوب حالا يه چيز جالب هم در مورد آنتي بيوتيكها براتون بگم (البته با عرض پوزش از كليه پزشكان طب رايج كه اين مطالب رو ميخونن ميگم ).

 

همون طور که شاید ميدونيد آنتي بيوتيك از دو بخش" آنتي" به معني "ضد" و بيوتيك به معني "حيات" تشكيل شده يعني كسي كه اين دارو رو ساخته ، اسمش رو گذاشته "ضد حيات" جالب اينه كه وقتي توي يك ماده اي آنتي بيوتيك باشه میکروب یا باکتری ( بر خلاف تصور ما كه فكر مي كنيم اين ماده رو ميخوره و مسموم ميشه و ميميره ) با اون حجم مغز و شعور ، اونقدر اون ماده رو نمي خوره تا از گرسنگي ميميره اما متاسفانه ما انسانها دانسته يا ندانسته با دست خودمون اون را وارد بدنمون مي كنيم و توقع داريم درمان بشيم.

 

در ضمن جالب بدونيد يكي از نتايج بد استفاده از آنتي بيوتيكها و كلا روشهاي آنتي پاتي اينه كه هر روز ويروسها و باكتريها و ميكروبها نسبت به اين مواد مقاوم تر و قوي تر مي شن و ما مجبوريم براي مبارزه با اونها سمهاي قوي تر رو بسازيم و به خورد بيماران بديم .به همين دليل هم هست كه هرساله تعدادي از داروهايي (كه ساليان دراز توسط پزشكان تجويز مي شن در طولاني مدت آثار منفي اونها معلوم ميشه ) توسط سازمان بهداشت و غذاي آمريكا (FDA) از كتابهاي پزشکی كه هرساله تجديد چاپ ميشه به عنوان داروهاي خطر ناك معرفي و حذف مي شه .

 

 

ضمنا بر اساس آخرين تحقيقات ميزان بيماريهاي عفوني در آمريكا نسبت به سال 1500 ميلادي يعني 500 سال پيش تغييري نكرده و اين يعني آنتي پاتی در از بين بردن بيماريهاي عفوني نا موفق بودن .

 

حالا بريم سراغ هميوپاتي و درمان به اين روش :

 بر اساس نگرش هميوپاتي وقتي شخص بر اثر داشتن suscebtibility  يا همون استعداد بيمار شدن ( كه ميتونه بر اثر نوع زندگي، نوع غذا ، شرايط ژنتيك ، بيماريهاي منتقل شده از نسلهاي گذسته و... ) بيمار ميشه ، اين بيماري بر روي نيروي حيات انسان اثر مي گذاره و اون رو از حالت دايناميك وتعادل خودش خارج ميكنه .

 

در ادامه براي اينكه نيروي حيات كه ظريف ترين بخش يك موجود زنده است به حالت تعادل بر گرده اين شوك رو به ترتيب به فكر منتقل ميكنه و فكر هم به احساسات و احساسات هم در نهايت به جسم وارد مي كنه و هر كدام از اين بخشها به فراخوره ماهيت تنش و ماهيت خودشون اون بيماري رو به صورت خاص خودش نشون ميدن .

 

براي درك بهتر مسئله يه مثال ساده ميزنم كه ميتونه در درك نحوه درمان به روش هميوپاتي به ما كمك كنه :

  حدود 20 سال پيش اگر يادتون باشه يه فيلم سينمايي نشون داد كه توي اون فيلم،  پسري كه نقش شخصيت اول فيلم رو بازي مي كرد وارد يه خونه

متروكه شد و بر اثر ترس تمام موهاش يك دفعه ريخت .

پسر بر اثر استفاده از يكسري داروهاي عجيب و غريب مو در آورد اما با رشد چند سانتي متري دردقيقه ، مشكل ادامه داشت تا اينكه بالاخره مشخص شد راه درمان اون پسر اينه كه دوباره وارد اون خونه متروكه بشه و با وضعيتي كه نتونسته اون رو حل كنه مواجه بشه و اون اين كار رو كرد و درمان شد .

حالا ما در درمان هميوپاتي و از طريق داروها  و ايجاد يك بيماري مصنوعي ،مجددا نيروي حيات رو با وضعيتي كه با اون مواجه شده بود و نتونسته اون رو حل كنه مواجه مي كنيم ( يعني علامت اوليه دارو هم جهت با علامت بيماري است ) و از اين طريق نيروي حيات اون موضوع رو حل كرده ( و از طريق نيروي واكش ثانويه كه قوي تر و عميق ترو طولاني تره بيمار رو درمان مي كنيم ) و مراحل در مان مجددا به سمت فكر سپس و احساسات و درنهايت به جسم ميرسه و درمان تكميل ميشه .

 

ادامه مطلب رو در روزهاي بعد براتون مينويسم.

 با آرزوي سلامت براي همه

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آذر 1389ساعت 11:26  توسط واشهری  | 

توضیحات بیشتر و یک نمونه از درمانها

خوب امروز يه مثال مي زنم براتون براي اينكه ببينيم در درمان به روش هاي آنتي پاتي و هيوپاتي تفاوت در كجاست ....

 

 در نظر بگيريد شخصي دچار بيماري انگل ميشه ، دكتر پس از بررسي و اطمينان از وجود انگل به وسيله آزمايش ، با توجه به نوع انگل اقدام به تجويزدارو و تعيين دز مورد نياز براي دفع انگل ميكنه .

 

داروي پزشك ،داروييه كه به عنوان يك سم انگل كش است يعني سمي كه ميتونه يك موجود زنده رو بكشه

 دارو مصرف ميشه ، انگل ميميره و دفع ميشه .

 

 

خوب حالا بياييم مسئله رو يه طور ديگه بررسي كنيم اون هم به روش هميوپاتي:

 فرض كنيد يه موجود زنده مثلا يك انسان ميميره و بدنش در جايي رها ميشه ، پس از دو يا سه روز بدن اون كرم ميذاره.

 

 

خوب پس نتيجه مي گيريم كه در بدن همه موجودات زنده در تمام طول دوره زندگي تخم انگل و ... وجود داره اما به دليل اينكه سيستم دفاعي بدن قدرت شناسايي اون رو داره،  لذا به محض خروج كرمها از بدن توسط سيستم دفاعي شناسايي و كشته ميشه ، اما درمورد شخصي كه دچار انگل شده اين سيستم كار خودش رو به صورت صحيح انجام نميده .

 

 

پس در درمان هميوپاتي ما پس از بررسي علائم ،داروي مناسب وضعيت فعلي شخص رو انتخاب ميكنيم و اقدام به برگرداندن انرژي حيات انسان( كه مسئول حفظ سلامتي شخص است  )  به وضعيت تعادل ديناميك مي نمايم.

 

 حال خود سيستم دفاعي ( بدون ايجاد كمترين مشكل براي اعضاي ديگر انسان  مانند مشكلات ناشي از مصرف سم دردرمان آنتي پاتي ) آنگل ها رو كشته يا دفع مي کنه . 

 

 

حالا می خوام چند تا از درمان هاي موفقم رو که نتايج جالبي داشته روبراتون شرح بدم :

 

1- بيمار آقايي بود 37 ساله متاهل كه از 17 سال پيش و در زمان سربازي بر اثر ترس در هنگام خشم شب دچار ضعف در ناحيه مقعد شده بود كه اين ضعف موجب عدم كنترل بر روي مقعد و در نتيجه دفع غير ارادي مدفوع به ميزان خيلي كم شده بود . در ادامه با توجه به تفكرات مذهبي كه شخص داشت و لزوم رعايت پاكي در هنگام انجام مناسك مربوطه شخص دچاروسواس شديد شده بود به طوري كه گاها چندين ساعت رو صرف استحمام مي كرد و نهايتا بدون احساس رضايت از پاك بودن  ار حمام خارج ميشد .

 

تفكرات وسواسي آرام آرام موجب ميشد كه شخص نتونه برخي از عباداتش رو درست انجام بده كه اين امر موجب ايجاد احساس شديد گناه دربيمار شده بود . در ادامه احساس شديد گناه موجب ايجاد توهم صحبت با شيطان برايش شده بود ( در اين لحظه شرح حال رو با گريه تعريف مي كرد )كه شيطان در هنگام انجام عبادات به او مي  گفته كه تو پاك نيستي و حق

خواندن نماز يا قرآن رو نداري .

  اين وضعيت به شدت موجب درگيريهاي ذهني و افسردگي و ... در شخص شده بود .

 

علامتهايي كه براي شخص گرفتم اينها بود

 1-     RECTUM - INVOLUNTARY stool - fright, after

2-     MIND - DELUSIONS - devil – sees

3-     MIND - AILMENTS FROM – fear

4-     MIND - WEEPING – easily

داروهايي اونها به ترتيب

1-     op – phos- verat- gels

2-     Anac- bell- hell- hyos-manc-op-plat-puls-zinc

3-     Acon-bell-caust- gels- op-ign

4-     Caust-op- puls-sep

همونطور كه ميبينيد داروي op در هر 4 علامت وجود دارد

 

داروي OP رو انتخاب يك دز تجويز كردم

 

بيمار بعد از يك ماه  بامن تماس گرفت  و گفت بعد از مصرف دارو  چند روز ضعف درناحيه مقعد بيشتر شده بوده و سپس كم ميشه ضعف و از بين ميره.

 

، بيمار خيلي شاد بود نكته اي كه جالب بود ابن بود كه گفت بعد از 17 سال كه نتونسته بود شعر بگه مجددا طبع شعرش بر گشته بوده و در يك مجلس به صورت فعل البداهه چندين بيت شعر گفته .

 

حالا اگر بيمار مورد نظر رو بررسي كنيد مي بينيد كه كلمشكل از يكجا شروع شده و خودش رو صورت دو عامل يكي در ذهن يه صورت گريه و توهم و يكي به صورت اون بي اختياري نشون داده  .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آذر 1389ساعت 16:42  توسط واشهری  | 

پاسخ یکی از دوستان

درپاسخ به سوال دوست عزیر آگیپ

 

باسلام

امیدوارم همیشه سلامت باشید

سوال فرموده بودید که آیا این روش درمان مجوز قاونی دارد یا خیر ؟



هم‌اکنون از هومپوپاتی درشبکه‌های درمانی بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان به عنوان یکی از روش های درمان بیماری های حاد و مزمن استفاده می‌شود و دارای مراحل آموزش اکادمیک می‌باشد.

 

 

 سازمان غذا و داروی آمریکا ‪ FDA‬ کلیه داروهای هومیوپاتی را تحت عنوان

فارماکوپه هومیوپاتی آمریکا The Homœopathic Pharmacopœia of the

United States به‌رسمیت شناخته است .

 

هم اکنون این روش درمانی در کشورهای انگلستان، آلمان، فرانسه، هلند، سوئد، کانادا، آمریکا، هندوستان، پاکستان و برزیل و بسیاری از دیگر کشور ها خدمات درمانی به بیماران ارایه می‌دهد. سازمان جهان بهداشت در کتابی تحت عنوان مروری بر جایگاه طب مکمل/سنتی به تفصیل راجع به جایگاه هومیوپاتی در نظام بهداشتی کشور های مختلف توضیح می‌دهد.

 

 


یکی از سازمان های بزرگ بین المللی در زمینه هومیوپاتی جامعه بین المللی پزشکان هومیوپات است  که ایران نیز عضو آن می‌باشد. در ایران نیز شورای عالی ارزشیابی وزارت بهداشت در سال ۱۳۷۴ هومیوپاتی را به عنوان یک روش درمانی مورد تایید دانست. در سال۱۳۷۷ وزیر بهداشت وقت دستور العمل تعیین تکلیف پزشکان شاغل به هومیوپاتی را به واحد های تابعه ابلاغ کرد و در سال ۱۳۸۱انجمن هومیوپاتی ایران تشکیل شد و هم اکنون مشغول به کار است. این انجمن با همکاری وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی و سازمان نظام پزشکی برای ساماندهی هومیوپاتی در کشور تلاش می‌کند.



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ممنون از تماستون

با آرزوی روزگاری خوش برای شما

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت 17:0  توسط واشهری  | 

یک نمونه از درمانهای موفق دیگر

يكي ديگه از بيماراني كه به من مراجعه كرد و در مورد اون درمان موفقي داشتم مورد زير بود

 بيمار جوان 21 ساله اي بود كه حدود 1 سال پيش از مراجعه ، در تصادفي متاسفانه پدر و مادرش رو از دست داده بود .

به دنبال اين حادثه  به شدت عصبي و غمگين و حساس و زود رنج شده بود .

به دنبال اين حادثه يكي از نزديكانش براي جلوگيري از تنهايي  در منزل او ساكن ميشه اما به دنبال دلسوزيهاي همسر شخصي كه به خانه اونها اومده بود، اون پسر به شدت به اون شخص علاقمند ميشه .

ترس از فاش شدن اون علاقه و از طرفي اطمينان اون پسر به اينكه اين عشق بدون سر انجامه و اگاهي از اينكه اون اسير يك عشق ممنوعه شده .

، اون رو در وضعيت خيلي بدي قرار داده بود

 

با توجه به مشخص بودن وضعيت بيمار ، علامتهاي كلي زير رو براش گرفتم 

1-     MIND - OFFENDED, easily

2-     MIND - ANGER

3-     MIND - AILMENTS FROM - love; disappointed

4-     MIND - AILMENTS FROM - grief

5-     MIND - ANXIETY

6-     MIND - WEEPING - anxiety, after

7-     MIND – GRIEF

 

برخي از داروهاي هر يك ازاين مشكلها:

 

1-  Ars-calc-caust-iod-ign- lyc-nat-m -nux-v-tub

2-  Ars- cham-hep-ign-merc-nat-m –tarent

3-  Aur-hyos-ign-nat-m – ph-ac – staph

4-  Amber- aur-caust-ign-ph-ac -nat-m – staph

5-  Ars-caust- calc- ign- nat-m –verat

6-  Acon-graph-kali-I – ign- sulph

7-  Aur- caust –ign – nat-m – puls – staph

 

بيمارign  گرفت و بعد از اون nat-m   پس از مصرف دارو كاملا آروم شده بود و احساس مي كرد در صورتي كه به اون عشقش هم نرسه براش ديگه مهم نيست . و با توجه به اينكه خودش علاقه داشت اين مسئله براش حل بشه براحتي اون شخص رو فراموش كرد و اوضاعش به حالت عادي برگشت .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 17:50  توسط واشهری  | 

قانون دوم در همیوپاتی

امروز درمورد دومين قانون  هميوپاتي براتون توضيح ميدم :

 

 دومين قانون مهم در هميوپاتي اينه كه هر شخص در هر لحظه فقط و فقط يك بيماري داره كه اون بيماري خودش رو دراندامهاي مختلف به فراخورماهيت اون اندام به شكل يك علامت نشان ميده :

 

 به عنوان مثال شخصي كه به دنبال نقل و انتقال مكان زندگي از يك شهربه شهر ديگه و جدايي از اعضاي خانواده و دوستان و آشنايان دچاراحساس غربت و تنهايي  شديد ميشه و به دنبال اون  دچار بيماري Homesikness  ميشه  ممكنه علامتهاي زير در اون به وجود بياد (كه اين علامتها بخشي ازعلامتهايي هست كه ممكنه ايجاد شود چون شخص در اين وضعيت قابليت نشون دادن  بيش از 2400 علامت مختلف دربدنش رو داره)

1-   در بخش فكر

1-1-  تحريك پذير

1-2-  حساس به سرو صدا

1-3-  اشيا مدام از دستش ميافتد ( دست و پا جلفتي ) و گاهي هم پايش به اشياء روي زمين مي خورد

2-   سرو صورت

2-1-   سر درد در پيشاني

2-2-  سر درد در هنگام سرفه كردن

2-3-  صورت قرمز مي شود

2-4-  در بيني ترشحات انتهاي بيني پيدا مي كنند

2-5-  دهان خشك مي شود

2-6-  گلو دچار التهاب مي شود

2-7- گرفتگي صدا

3-   در معده و روده

3-1-  تشنگي

3-2- درد هاي سوزشي

3-3-  صبحها دچار تهوع

3-4- درد درناحيه مقعد

4-   در كل بدن

4-1-  تب

4-2- لرز

4-3- سرمايي

4-4- كليه مشكلات با استراحت بدتر و با حركت بهتر مي شود

 خوب همانطور كه ديد به دنبال يك مشكل عصبي كه شخص دچار اونميشه علامتهاي مختلف در قسمتهاي مختلف بدنش ايجاد ميشه .

در طب رايج بيمار براي هر يك از اين مسائل بايد به پزشك متخصص اون بخش مراجعه كنه ومعمولا هم اين جمله رو مي شنوه كه "مشكل شما عصبيه "اين موضوع درسته اما هيچ راه حلي براي اون ارائه نمي شه شايد چندتا بروفن يا چرك خشك كن يا آرام بخش به بيمار بدن اما هيچ وقت اين

دارو ها به اون كمك نميكنه.

 

 

اما  در طب هميوپاتي بر اساس قانون " هر بيمار در هر لحظه يك بيماري دارد " همه اين علائم رو با هم جمع مي كنن و به يك دارو ميرسن كه دراينجا داروي مناسب شخص Capsicum كه از فلفل تهيه ميشه .البته اثرات داروي فلفل با خود فلفل تفاوت داره .

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 13:28  توسط واشهری  | 

نحوه ساخت داروهای همیوپاتی

 

امروز مي خوام در مورد نحوه ساخت داروهاي هميوپاتي براتون توضيح بدم قبل از اون بايد بگم كه ماده اصلي داروهاي هميوپاتي در 70 درصد مواردگياهي و 25 درصد موارد معدني و در 5 درصد باقيمانده از قسمتي يا كل بدن يك حشره  يا نسودهاي بيماريها مي باشد .

 

اما موضوعي كه در اين خصوص مهم است نحوه استفاده از اين مواد درساخت داروهاي هميوپاتيه يكي از دغدغه هاي بيماراني كه براي درمان به ما مراجعه مي كنند اينه كه داروي طب هميوپاتي  مانند داروهاي طب رايج نباشند كه عوارض جانبي دارن،براي همين بيشتر دنبال داروهاي  طب گياهي هستند، امامن ميخوام با توضيح نحوه ساخت داروهاي هميوپاتي اين موضوع رو بگم كه نه تنها اين داروها عوارضي نداره بلكه از داروهاي طب گياهي هم كه هميشه دردزهاي بالا و تكرارهاي زياد  تجويز ميشن ،به خاطر دز پايينشون  كم ضررتر يا بهتربگم بي ضرر ترن.

 

 

 

اما نحوه ساخت داروهاي هميوپاتي :

 

براي ساخت يك دارو در طب هميوپاتي ابتدا ماده مورد نظر رو در آب حل مي كنند ، سپس  يك واحد از آن ماده رو كه تينچر مي نامند در 99 واحد آب ريخته و به ظرف حاوي اين ماده 100 ضربه محكم مي زنند .(لازم به ذكر به كه اين عمل توسط دستگاههاي تمام اتوماتيك انجام ميشه  و كارخانه هاي توليد اين دارو ها در كشورهايي چون آلمان ،فرانسه ، انگليس ، بلژيك ،آمريكا و هند هستند ) بدين ترتيب محلولي درست ميشه كه به اون محلول C1  مي گن.

سپس آب داخل ظرف تخليه ميشه به طوري كه فقط يك واحد از اين محلول داخل ظرف باقي بماند ،سپس  مجددا ظرف از 99 واحد آب ديگر پر شده و به ظرف 100 ضربه ديگر زده ميشه ، بدين ترتيب محلول  C2 درست ميشه .

واين كار رو تكرار مي كنن تا محلولهاي  c6-c30-c100-c1000 درست كنن سپس هر كدوم از اين محلول ها رو براي جابجايي راحت تر  با سپري روي دانه هاي شكر كه به اونهاگلانول گفته ميشه ميريزن و منتظر ميشن تا داروها خشك بشن .

حالا داروها آماده هستند وبراي داروخانه هاي هميوپاتي ارسال ميشن .

همونطور كه ديديد اين عمل باعث ميشه كه همون داروي گياهي كه درطب گياهي در دز هاي خيلي بالا و دفعات زياد تكرار بشه حالا گاها تا 1000بار به  اين روش رقيق بشه لذا ترسي براي مصرف كننده دارو وجود نخواهد داشت كه نكنه دارو عوارض جانبي داشته باشه .

 

اما يكي از دلايلي كه علم  ، پزشكي هميوپاتي رو نمي تونه تاييد كنه اينه كه بر اساس معادلات رياضي ثابت شده كه محلول C8 ( عدد آواگادرو –شيمي دبيرستان رو كه يادتونه) يعني محلولي كه 8 بار رقيق شده باشه ديگه هيچ ماده اي از محلول داخل حلال باقي نمي مونه ، در حالي كه بر اساس تجربه ما ديديم كه محلول ‍‍C1000 از محلول C200 خيلي بهتر ميتونه بيماريها رو درمان كنه و اين تناقض بين تجربه و علم شيمي و رياضي باعث  شده كه اين داروها از نظر علمي تاييد شوند)البته لازم بذکره دکتر ناصری یکی از بهترین همیوپاتهای ایران توانسته از نظر علمی پیشرفتهایی در زمینه علل علمی کارکردن داروهای همیوپاتی داشته اما به هر حال همونطور که از زمان ارائه مدلهای فیزیک کوانتوم در اواخر قرن نوزدهم تا زمان تایید اونها در اوایل قرن بیستم چندین دهه زمان برد تا فیزیکدانان فیزیک کلاسیک با فیزیک جدید کنار بیان ، مدتی هم طول میکشه تا پزشکان طب رایج با طب همیوپاتی کنار بیان )

 اما با توجه به اينكه به وسيله اون درمانهاي موفقي انجام شده و نتايج اون هم ثبت شده، امكان رد اون هم فعلا وجود نداره .

اما توضيحي كه پزشكان هميوپاتی براي اين موضوع دارن اينه كه درسته كه محلول C30  هيچ اثر شميايي نداره ،اما ‍30C كه به اون ضربه خورده  بامحلول C30  كه به اون ضربه نخورده از نظر فيزيكي فرق داره كه به دليل تغييرات خيلي جزيي هنوز دستگاهي براي ثبت تفاوت اين دو محلول ( ضربه خورده و ضربه نخوده ) درست نشده .

البته بايد بگم جديدا خبرهايي از آزمايشات علمي بر روي دو محلول مذكور وجود داره و ثابت شده كه محلول ضربه خورده تفاوتهايي از نظر عبور جريان  الكتريسته و طول موج امواج الكتومغناطيسي همچنين نحوه چيدمان مولكولهاي آب ( Memory of water  يا حافظه آب رو تو اينترنت search

كنيد)   با محلول  C30  ضربه نخورده  داره

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 11:46  توسط واشهری  | 

Aggrevation یا تشدید علایم در طول مسیر درمان

امروز میخوام  درمورد یکی از مسایلی که معمولا در طول درمان اتفاق می افته براتون توضیح بدم  که به اون اگریویشن میگن در طول درمان و بعد از مصرف دارو ممکنه 4 حالت اتفاق بیافته:

1-  بیمار به صورت مستقیم  و بدون هیچ تنش یا افزایش علامتهای بیماری خوب بشه و این نشونه اینه که درمانگردر انتخاب دارو و دز دارو موفق بوده است.

 

 2- بیمار پس از مصرف دارو مقداری تشدید در علامتهای و بیماریهایی که قبلا  داشته است ،داشته باشد این نشونه اینه که درمانگر در تشخیص دارو موفق بوده اما در تکرار های بعدی باید دز دارو را کاهش دهد.

لازمه بگم که این تشدید ها ظرف 1 تا 7 روز و در موارد کمیاب تا2 هفته از بین میره و بعد از اون چند روز، بیمار توی اون موارد کاملا بهبود پیدا میکنه.

 3- ممکنه بیمار پس از مصرف دارو مشاهده کنه که یکسری از بیماریها که قبلا هرگز نداشته در بدنش ظاهر بشه که این حالت می تونه خودش 2 وضعیت متفاوت داشته باشه

3-1- اگر بیماری ایجاد شده پس از  1 تا 14 روز از بین بره این نشون میده که اون بیماری در حقیقت بیماری جدید نبوده بلکه قابلیت بیماریهای آینده بیمار بوده و این موضوع نیز باز نشونه خوبیه .اینجا لازمه توضیح بدم هر بیماری در شخص میتونه یکسری علامت داشته باشه و خودش میتونه باعث ایجاد آمادگی برای بیماریهای بعدی باشه.به عنوان مثال وقتی شما سرما می خورید یک سری علامتهای سرما خوردگی دارید و یکسری قابلیت برای گلو درد و ...

 

پس اگر بعد از مصرف دارویی دیدید که یکسری بیماری جدید توی شما ایجاد شد  که پس از چند روز درمان شد ،این نشونه اینه که دارو علاوه بر درمان بیماری شما در حال از بین بردن قابلیت بیماریها آینده شماست.البته باید بگم تمام این موارد در صورتیه که 4 حالت پیش بیاد:

 

3-1-1- بیماری جدید از داخل بدن به روی پوست اومده باشه ،مثلا بیمار قبلا مشکل کولیت داشته باشه اما حالا مشکل شقاق پیدا کنه.

 

3-1-2- جهت بیماری از حال به گذشته باشه ،یعنی این بیماری رو درگذشته های دور داشته اما در زمان مصرف دارو نداشته که این نشون میده این بیماری قبلا در بدن بوده اما به خاطر بیماریهای جدید بدن قدرت تشخیص انها را نداشته و حالا که بیماری زمان حال  درمان شده  بدن به سراغ بیماریهای قدیمی رفته و درحال درمان اونهاست .

 

 

3-1-3- بیماری از مرکز به بدن به سمت خارج باشه ،یعنی بیماری از روی عضوهای مرکزی و حساس به عضوهای غیر حساس مثل دست و پا منتقل شده  3-1-4- بیماری از سر بالا تنه به به پایین تنه منتقل شده باشه ،این مسله هم مثل حالت 3-1-3 هست و این وظیفه درمانگره که اون رو تشخیص بده.

 3-2-  اگر بیماری جدید پس از 14 تا 30 روز ازبین نرفت این نشونه اینه که درمانگر مشابه ترین دارو به وضعیت بیمار رو انتخاب نکرده . دراین شرایط درمانگر پس از گذشت 1 ماه و هنگام تکرار دارو بایدعلامتهای جدید را با علامتهایی که قبلا در بیمار وجود داشته و هنوز بهبود پبیدا نکرده توی آنالیزش بگنجونه و داروی مشابه تر رو انتخاب کنه . توی این شرایط هم می بینید که علامتهای جدید به عنوان علامتهای کمکی شناخته شده و میتونن درمانگر رو توی تشخیصهای بعدی کمک کنن.

 

 

4-  اما آخرین حالت اینه که پس از مصرف دارو بیمار هیچگونه تغییری رومشاهده نکنه . این حالت نشون میده که  درمانگر در تشخیص داروی مشابه یا دز مناسب یا قدرت مناسب درست عمل نکرده و لازمه داروی جدیدی روبه بیمار بده.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 17:21  توسط واشهری  | 

دلایل عدم توفیق طب رایج در درمان بیماریها

 

 امروز مي خوام يك كم از دلايل عدم توفيق پزشكي رايج در درمان بيماريهانام ببرم ( باز هم با پوزش از همكاران طب رايج ) (بخشهايي از اين بحث از كتاب هميوپاتي و نظريه شعور دكتر تهراني گرفته شده و به زبان ساده گفته شده )

1-  نظريه جز نگر در درمان بيماريها :

همونطور كه ميدونيم پشت هر علمي يك فلسفه وجود داره كه جايگاه اون علم رو و نحوه نگرش اون به جهان رو مشخص ميكنه .

يكي از مشكلات اصلي پشت درمان هاي طب رايج همين فلسفه است .

شايد كمتر پزشكي در مورد فلسفه نگرش درمانيش بدونه.در اينجا من كمي توضيح در اين خصوص ميدم و رابطه اون فلسفه رو با عدم توفيق در درمان خدمتون توضيح ميدم.

فلسفه اصلي پزشكي رايج فلسفه دكارتي است.

دكارت اعتقاد داشت كاركرد صحيح يك سيستم به كاركرد  صحيح هر يك ازاجزا سيستم وابسته است و جهت تصحيح كاركرد يك سيستم كافيست شما جزيي را كه از حالت تعادل خارج شده تعمير كنيد تا اون سيستم  درست كار كنه .

 

توي نگاه اول اين نگرش ،  نگرش صحيحي به نظر مي رسه .

اين نگرش منتقل ميشه به پزشكي و در پزشكي به اين صورت تعميم پيدا ميكنه .

بدن انسان در صورتي در حالت سلامت خواهد بود كه هر يك از اعضاي بدن به صورت كامل و به موقع به وظايف خود عمل كنند ( تا اينجا درست ) و جهت درمان بيماري بايد مشخص گردد كدام عضو بيمار است و آن عضو را درمان كرد تا درمان كل بدن انسان حاصل شود.

اما حالا ببينيم ايرادات وارده به اين نگرش چيست و علم پزشكي رو به كدوم طرف سوق ميده .

 

 

 

1-1- مشكل اصلي اول اينه كه بدن انسان مانند يك ماشين و  بدون روح در نظر گرفته شده .

 

 

 در  اين نگرش هيچ جايگاهي براي روح ، يك شعور كلي و  ارتباط بين اعضاي بدن با هم وجود نداره و به همين دليل پزشكي رايج اقدام به تربيت متخصص اعضاي مختلف بدن ميكنه ( متخصص قلب و عروق ، متخصص گوش و حلق و بيني و ... ) تا هريك بتونن به صورت كامل يك عضو رو بشناسن و بيماري ايجاد شده در اون عضو رو تشخيص بدن و در نهايت به وسيله دارو اون عضو رو درمان كنند تا بتونن كل سيستم بدن رو درمان كنند.

 

خوب لابد مي پرسيد ايرادش كجاست ؟

خوب  شايد خيلي از شما اين جمله رو زياد شنيده باشيد كه دوستان يا آشنايانتون بعد مراجعه به پزشك جوابي كه شنيده اند اين بوده "بيماري شما عصبيه "

تا حالا كسي به اون پزشك گفته

-        "خوب كه چي ؟"  من درمانم چي ميشه ؟

-       يا بگه " پس پوله منو پس بده ؟"

-       يا حتي خود پزشك بگه "خوب كه چي "

 

 

ميدونيد چند درصد مشكلات مردم عصبيه ؟

و ميدونيد منظور از عصبيه چيه ؟يعني اين مربوط ميشه به همون روح و فكر و شعور كه آسيب ديده كه متاسفانه پزشكي رايج اصلا وجودش رو قبول نداره . خيلي انسان باشن و كلي هزينه دارو و ويزيت مجدد و آزمايش وعكس و ...گردنتون نذارن كه بتونن تشخيص بدن توي سلولهاي بدن شما چي ميگذره ، شمارو معرفي ميكنن به يه روانپزشك يا روانكاو كه :

 

1- معمولا همشون به روش فرويدي آموزش ديدن و هرچي رو از هرجا به مشكلات  وسركوبهاي جنسي ربط ميدن.

 

2- خودشون هم به روش جز نگر درمان ميكنن و يك سري دارو بتون ميدن كه بعد از خوردنشون همش خوابيديد. ( مي خواهيد باز هم فلسفه اون دارو ها رو بدونيد كه چرا بعد از خوردن اونها هميشه خوابيد ؟

 فرض كنيد ماشين شما ترمز نداره و مدام به در و ديوار مي خوره( افرادي كه استرس  يا افسردگي و... دارن مثل ماشين بدون ترمزن كه نمي تونن احساساتشون رو كنترل كنن )

حالا شما ماشينتون رو به يه تعمير گاه مي بريد كه ترمزش رو تعمير كنه ،اون تعمير كار جون نمي تونه ترمز رو تعمير كنه ، مياد و تنظيمات ماشين شمار رو به هم ميزنه كه ديگه نتونه تند راه بره يا اصلا راه نره تا ديگه تصادف نكنيد !!! .براي همين شما بعد از مصرف داروهاي مثل فلوكسيتين هميشه خوابيد . اين بلاييه كه سر شما ميارند با داروهاي اعصابشون.

 

 

 

1-2- اما دليل ديگه اي كه پزشكي رايج در درمان ناموفق هست اينه كه به روش علت و معلولي دنبال پيدا كردن علت بيماريهاست ( لابد دوباره با خودتون مي گيد مگه اين چه اشكالي داره )خوب الان مي بينيم چه اشكالي داره .شايد شما خيلي اين جمله رو شنيده باشيد كه مثلا ميگن" مشكلات قلبي با فشار خون در ارتباطه" خوب ما هم قبول داريم . اما من يه سوال دارم خوب فشار خون با چي در ارتباطه ؟

خوب ميگن مثلا به عامل "ايكس"

خوب "ايكس با چي در ارتباطه ؟

خوب ميگن به "ايگرگ "

و

.

.

.

آخر سر يا می افتند توی تسلسل که تسلسل هم باطله ( چون تا ابد هم که ادامه بدهند هر علتی معلولی داره) يا به همون مشكل عصبي ميرسن ، يا ميرسن به خود مشكل قلب و ميگن چون قلبتون بد كارميكنه شما مشكل فشار خون داريد . واين يعني  يه چرخه .

خوب حالا فهميديد كه چرا فلسفه درمان خيلي توي عدم توفيق پزشكي رايج در درمان موثره؟

خوب حالا مي دونيد چه راه حلي ارايه ميدن؟

ميان يك سري دارو ميدن كه مستقيم فشار خون رو پايين بياره !!!

 

خوب چون اون عاملي كه فشار خون رو ايجاد كرده، هنوز در بدن هست،پس بيمار بايد يا تا آخر عمرش دارو بخوره يا بعد از چند وقت بر اثر عوارض داروهاي اون پزشك ، يكسري بيماري شديدتر و جديد ميگره كه اصلا يادش ميره كه يه زماني مشكل قلبي و فشار خون داشت وحالا بايد بره دنبال درمان بيماري جديد و روند بالا دوباره تكرار مي شه و بعد از چند وقت يه بيماري جديد تر.

حالا فهميديد چرا روش علت و معلولي براي درمان به جايي نميرسه ؟

 

 

1-3- اما دليل ديگه هاي كه باعث ميشه پزشكي رايج در درمان ناموفق باشه نحوه كشف  يك دارو براي درمان بيماريه .

ميدونيد كه مراحل اون چيه ؟

فرض كنيد پزشكهاي رايج مي خوان براي بيماري سنگ كليه يه دارو پيدا كنن .خوب ميرن يه كليه سنگ ساز رو از درون بدن در ميارن و بعد زيرميروسكوپ بررسي ميكنن  كه ببينن توي اين كليه چه ماده اي هست يا كدوم ماده نيست ، كه در كليه سالم هست . اون ماده رو با هزار زحمت كشف ميكنن بعد سعي ميكنن اگر اون ماده نيست اون رو بسازن و به شكل قرص  توليد كنن و بعد روي يكسري موش بدبخت آزمايش كنن اگراون ماده توي موش مشكل رو حل كرد بعد روي انسان آزمايش مي كنن و

بعد اگر روي انسان هم جواب داد اون رو به شكل قرص تهيه مي كنن و وارد بازار ميكنن.

 

خوب ميدونم باز هم لابد  ميگيد خوب اين كاره درستيه ديگه ؟ مگه غير اين راه حل ديگه اي هم هست ؟

خوب باز بيايد بررسي كنيم ببينيم مشكلات اين روش  چيه ؟

از اول شروع مي كنيم

اول اينكه اون كليه رو از جاي خودش در ميارن !!خوب مشكلش چيه ؟

اولا حتي اگر با ظرافت  و بيهوشي كامل اين كارو بكنن باز هم همون روح و شعور تشخيص ميده و يكسري واكنشهاي توي كليه اتفاق مي افته و يكسري هورمونها به هم ميريزه و يكسري مواد توليد ميشه كه توي كليه سنگ سازي كه داخل بدن داره كار ميكنه نيست . مثل اينكه شما بخواهيد رفتار يك بره رو بررسي كنيد .خوب براي اين كار مجبورهستيد اون رو از گله 

جدا كنيد .مطمئنا رفتار بره جدا شده  از گله با رفتار بره داخل يك گله متفاوته

 

 

دوما این داروها اولین بار روی موشها وحیوانات دیگه آزمایش می شه پس احتمال داره که اون ماده ای که توی بدن موش هیچ تاثیری نداره توی بدن انسان تاثیر گذار باشه و با این روش ( حتی اگراز تمام مشکلات قبلی چشم پوشی کنیم ) یکسری از داروها که می تونستن توی بدن انسان کار درمانی انجام بدن از لیست ادامه آزمایش حذف می شن.

سوما چون این داروها همیشه توسط دانشمندهای شاغل در شرکتها دارو سازی  تولید میشن (یا توسط پزشکهایی که هدفشون از پیدا کردن یک دارو برای یک بیماری فروش اون دارو به شرکتهای دارو سازیه) بنا بر این به اندازه کافی حوصله به خرج نمیدن تا تمامی ابعاد تاثیر گذار اون دارو رو روی بدن  بررسی کنن البته منظورم از حوصله به خرج دادن تحقیقات  و بررسی 2 یا3 ساله روی همون اندام  نیست بلکه منظورم بررسی 50 یا 60 ساله ( به اندازه طول زندگی یک فرد) اون هم در تمامی اندامهاست (البته به علاوه تاثیرات روی  فکر واحساسات)لابد می خواهید بگید من خیلی بد بینم ،خوب

اشکال نداره خودتون از پزشکها سوال کنید آیا حاضر هستن کتابهای مثلا هریسون سال گذشته رو بخرن یا نه ؟

میدونید چرا ؟

چون توی کتابهای جدید یکسری داروها که 20 یا 30 ساله به مردم داده میشه به عنوان داروی خطرناک شناخته میشه و دیگه نباید تجویز بشن

یکی از مشهورترینهاشون که تقریبا همه اسمش رو شنیده بودیم ،جنتیمایسین بود که به عنوان داروی خطرناک شناخته شد.البته با اجازتون بعد از چندین سال که برای درمان به مردم داده شد.

حالا به نظرتون بهتر نبود بعد از ساخت این دارو  وقبل از تولید و فروش انبوه بیمارها حداقل 50 سال تحت نظر بودن بعد اگر مشکلی ایجاد نمیشد اون رو تولید میکردن ؟

خوب علت عجله اون کسی که یک دارو رو میسازه برای تولید انبوه اون چیه؟؟؟

امیدوارم نگید درمان بیماران محتاج

بگذريم

 

 

یکی از اساتیدم می گفت بعد از اختراع اولین اتومبیل در 200 سال پیش با موتور سوخت فسیلی بهتر نبود اون دانشمندهایی  که اون رو ساختن کمی صبر می کردن و تحقیقاتشون رو ادامه میدادن تا به موتوری مثل موتورهای الکتریکی یا هیدروژنی امروز برسن (که برای طبیعت ضرر نداشته باشه )بعد تولید انبوه اون رو شروع میکردن لابد میگید 200 سال مدت زیادیه یعنی همون اعتراضی که من به استادم کردم اما ایشون گفت  خوب انسان الان حدود یک میلیون ساله روی کره زمین زندگی میکنه و تا 200 سال پیش ماشین نداشت خوب 200 ساله دیگه هم روش .خیلی زیاده ؟ من نتونستم چیزی بگم .

 اما متاسفانه مگه طمع اجازه میده !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 8:1  توسط واشهری  | 

دلایل عدم تایید طب همیوپاتی توسط جامعه پزشکی

خوب خیلی ها وقتی این توضیحات رو  براشون میدم،  از من می پرسن اگراین علم دقیقه و در درمان موفقه چرا تا حالا کسی ازش چیزی نشیده و چرا از نظر علمی مورد تایید قرار نگرفته .

خوب امروز این رو توضیح میدم:

اما اول در مورد اینکه تاریخچه همیوپاتی به کجا می رسه لازمه بگم اولین بار بقراط توی کتاب خودش به اون اشاره میکنه و میگه بمیاریها رو باید با مشابه بیماری درمان کردچنین جمله ای رو سینوهه طبیب فرعون هم داره که گفته

من بیماریها رو از طریق مشابه شون درمان میکنم

الان خانواده ملکه انگلیس 5 نسله که فقط از درمان همیوپاتی استفاده میکنن کیلینتون، دیوید بکهام و خیلی از هنر پیشه های هالیوودی هم فقط از این طب در درمان استفاده میکنن و مطمئن باشید که اونها قبل از مصرف هر دارویی  خیلی بیشتر از ما تحقیق و فحصص میکنن .

جالبه بودنید که رضا شاه هم یک پزشک همیوپات داشته .

 

 

 اما ببینیم چرا این طب از نظر علمی تا حالا مورد تایید قرار نگرفته ، خوب این موضوع چندتا دلیل داره که براتون توضیح میدم :

 

1- اولین مسئله ای که مطرح میشه بحث رقت خیلی بالای داروهاست :

 

 همونطور که توی قسمت نحوه تهیه دارو ها توضیح دادم ، داروهای این طب به شدت رقیق هستن .تقریبا اکثر همیوپاتها برای شروع درمان ( البته بستگی به شرایط داره ) از داروی با رقت 30 استفاده میکنن .یعنی یک قطره از دریا و البته خیلی رقیقتر

2- مسئله بعدی نحوه تفکیک داروهای همیوپاتی ازدارونماهاست

 

ابتدا لازمه که نحوه تمایز یک دارو از دارو نما رو براتون توضیح بدم

دانشمندها برای تشخیص تاثیر داروها  از دارو نما داروی مورد آزمایش رو به  چندین بیمارکه مثلا افسردگی دارن میدن بعد نسبت تعداد بیمارهایی رو که بهبودپیدا کردن رو به تعداد کل حساب می کنن اگر ازیک نسبت خاص مثلا۶۰% بیشتر بود اعلام میکنن دارو تاثیر داره و اگر کمتر بود اعلام میکنن که اون دارو،دارونمابوده.البته این مسئله کمی گسترده تره که واردجزییات نمی شم.

در هنگام تفکیک داروهای ما هم به همین صورت عمل میشه مثلا بررسی میکنن که بهترین داروی افسردگی توی همیوپاتی چیه  مثلا "سپیا" بهترین داروه و اون رو به بیمارها میدن .بعد از  مدتی میبینن که مثلا فقط 10 %بیمارها خوب شدن و اعلام میکنن داروهای همیوپاتی تاثیره دارونما ها رو دارن .اما مسئله اینجاست که همونطور که در بخش های قبلی گفتم ، توی همیوپاتی برای مثلا افسردگی 300 تا دارو وجود داره که بهترینش "سپیا "در حالی که توی همیوپاتی داروی کسی که افسردگیش به خاطر شکست عشقیه با کسی که به خاطر خیانت همسرشه و... فرق میکنه و باید به هریک از اون افراد داروی مربوط به خودش داده بشه .

خوب اما من یک دلیل دارم که نشون میده این داروها تاثیر دارو نما ندارن .

دلیلم هم اینه که همونطور که شاید بدونید این داروها روی حیوانات وگیاهان هم تاثیر گذار هستند .من این مسئله رو درمورد درمان تب برفکی

توی گوسفند امتحان کردم و فیلم اون رو براتون میذارم .

شاید بدونید تب برفکی یه بیماری ویروسی که توی پزشکی و دامپزشکی هیچ درمانی نداره البته باید بگم که کلا در پزشکی رایج هیچ بیماری ویروسی درمان نداره اما توی فیلم می بینید که بره هایی که توانایی راه رفتن رو ندارن در عرض فقط ۳ دقیقه  حالشون خوب میشه به طوری که دیگه نمی شه بگیریشون.

اما اصل فیلم از دقیقه ۱:۳۰ شروع میشه 

 

 

 

اما دلیل سوم بحثهای مالیه :

شاید اطلاع نداشته باشید اما سومین قاچاق پر درآمد دنیا قاچاق داروه ،ضمن اینکه پزشکی جز پر درآمد ترین شغلها در همه جای دنیاست .

اما اگر شما تابحال به یک همیوپات مراجعه کرده باشید و اون پزشک دردرمان شما موفق بوده باشه متوجه شدید که  بسیاری از مشکلات شما گاها در عرض چند ساعت یا چند روز درمان شده و تنها هزینه ای که پرداخت کردید هزینه ویزیت بوده لذابا پرداخت یک هزینه چند هزار تومانی و نهایتا 1 سال هزینه به صورت هر یک ماه یکبار اغلب بیماریهای شما درمان شده بدون اینکه هزینه دارو و عکس و آزمایش و عمل جراحی و ... داده باشید و این مسئله برای خیلی از پزشکها غیر قابل پذیرشه .

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 14:24  توسط واشهری  | 

نگرشهای مختلف در درمان همیوپاتی

امروز میخوام در خصوص چندتا از نگرش های مختلف در خصوص بیماری ازنقطه نظر همیوپاتی براتون توضیح بدم البته باید بگم این بخش کمی تخصصیه وکسایی که حوصله بحثهای فلسفی رو ندارن  شاید خسته بشن اما اگر این نگرش ها رو بخونید و به اونها فکر کنید نظرتون در مورد دنیا وخودتون عوض میشه من سفارش میکنم که این قسمت رو هم بخونید از

نظر خود من که خیلی جالبه

1- فرضیه دکتر سامویل هانمن بنیان گذار طب همیوپاتی :

دکتر هانمن اعتقاد به وجود یک سری  موجودات ریز داشت ( همون میکروبها،ویروسها و باکتریها . البته این اعتقاد رو حدود 100 سال  قبل از کشف میکروبها توسط  پاستور داشت ضمنا در خصوص میکروبها در کتاب فیه ما فیه مولانا از زبان پیامبر می فرماید :

"پیغامبر بصحابه فرمود که خَمِّرُوا آنِیَتَکُمْ یعنی سرهای کوزها را و کاسها را و دیگها و سبوها را و خمها را بپوشانید و پوشیده دارید که جانورانی هستند پلید و زهرناک مبادا که در کوزهاء شما افتند و بنادانی از آن کوزه آب خورید شما را زیان دارد "

)اون اعتقاد داشت انرژی حیات این موجودات، انرژی حیات انسان رو تحت الشعاع قرار میده وباعث بیماری در انسان میشه .

 

او بیماریها رو به 2 دسته تقسیم میکرد

1-   بیماریهای حاد

2-   بیماریهای مزمن

و بیماریهای مزمن رو هم به دو دسته :

2-1- بیماریهای مزمن عفونی  مقاربتی شامل  1- سایکوز2-  سیفیلیس

2-2-بیماریهای مزمن  عفونی غیر مقاربتی که به اون سورا میگفت تقسیم کرد .

در درمان بیماریها حاد هیچ مشکلی نداشت . علامتهای بیمار را میگرفت و ازمجموع علامتهای بیمار به یک دارو میرسید و درمان رو انجام میداد.

اما مسئله اصلی درمان بیماریهای مزمن بود.همون بیماریهایی که الان پزشکی رایج با درمانشون مشکل داره مثل سرطان ، پادرد ، مشکلات فکریو احساسی ، مشکلات قلبی که همه اونها بیماریهایی هستند طولانی مدت و غیر مسری

 

امافرضیه ای که هانمن مطرح کرد و تونست به وسیله اون فرضیه ، بیماراش رو درمان کنه خیلی جالب بود .

برای توضیح این بخش کمی توضیحات جانبی در مورد بیماریهای ویروسی لازمه بدم که الان اون رو براتون تشریح میکنم:

وقتی شخصی دچار یک بیماری ویروسی میشه دو مرحله رو طی میکنه

1- وضعیت اولیه که توی این حالت بیماری به شدت بیمار رو تحت فشار قرار میده و مسری

2- وضعیت ثانویه : که دراین حالت بیماری از حالت حاد و شدید خارج شده وغیر مسریه مثلا اگر شما آبله مرغان گرفته باشید متوجه شدید که میگن این بیماری درچند روزه اول مسریه و نباید کسی به عیادت شما بیاد اما بعد از چند روز بستگانتون اجازه عیادت شما رو دارن در حالی که شما هنوز بیمارهستید .دلیل اون اینه که توی وضعیت ثانویه بیماری شما دیگه مسری نیست .

 

حالا بر میگردیم سر بحث فرضیه هانمن او اعتقاد داشت بیماریهای مزمن  غیر مقاربتی غیر مسری ( مثل  سرطان و پادرد و ام اس و... ) در حقیقیت وضعیت ثانویه یک بیماری ویروسیه که انرژی حیات بدن رو متاثر کرده اما بدن نتونسته اون ویروس رو درمان کنه  ( البته اون زمان هنوز ویروس ها کشف نشده بودند واز واژه موجودات ریز استفاده می کرد)  

هانمن برای درمان سایکوز و سیفیلیس مشکلی نداشت اما توی درمان یکسری از بیماریها که معمولا بخش عمده جامعه رو تحت تاثیر قرار میداد به مشکل خورد  بنابراین به فکر تهیه یک مدل فلسفی برای اون بیماریها افتاد و نظریه تاریخی خودش به عنوان نظریه سورا را ابداع کرد.

 

او پس از بررسی متون قدیم  متوجه یک بیماری  فرا گیر شد  که تقریبا تمام نسل بشر در قدیم  به اون مبتلا شدن  که اون بیماری علامتهای زیر رو داشت :

 

1- تب ولرز

2- عوارض پوستی ( در متون عرب به اون جرب و در متون فارسی به  اون ثورا ( که بثورات پوستی از این واژه گرفته شده ) که به صورت دانه های آبداری بوده که خارش زیادی داشته و پس از خاراندن می ترکیدن و در صورت تماس اون ترشحات با بدن شخص سالم اون شخص رو مبتلا میکردن

 

3- ...

او اینگونه بیان کرد که تمامی نسل بشر در گذشته به یک نوع  بیماری هزارچهره  پوستی مبتلا شدن ( او این بیماری رو هزار چهره بیان کرد چون فکر میکرد فقط یک نوع موجود ریز یا همون ویروس وجود داره که میتونه این علامتها رو ایجاد کنه در حالی که امروزه ما میدونیم که تعداد زیادی ویروس وجود داره) و بیماریهای غیر مسری غیر عفونی کنونی ( مثل سرطان و ... )

در حقیقت وضعیت ثانویه اون بیماری عفونی سوراست و برای درمان بیماران مذکور باید سورای اونها درمان بشه

( در تایید این مطلب در پزشکی رایج ،میشه به این تحقیق استناد کرد که گفته کسانی که به تبخال مبتلا میشن ( این بیماری  ناشی از یک نوع ویروس است به نامه اچ پی وی  ) احتمال بیشتری برای ابتلا به سرطان دهانه رحم رو دارن ، یعنی بین یک ویروس و یک بیماری مزمن غیر مسری مثل سرطان  ارتباط پیدا کردن البته بعد از 200 سال از مرگ دکتر هانمن) که

درمان به این روش رو درمان کلاسیک همیوپاتی میگن .

 

3-       نظریه دکتر کنت :

 دکتر کنت یکی از مشهورترین همیوپاتهای دنیاست.

 

اون تلاش زیادی در شناسایی داروهای همیوپاتی  کرد به طوری که همسر این شخص بزرگ گفته بود :از پس از آشنایی دکتر با این طب من دیگه شخصیت اصلی اون رو توی 25 سال آینده ندیدم چون همونطور که گفتم برای تشخیص دارو های همیوپاتی دارو به خود شخص داده می شه و دکتر در طول 25 سال مدام در حال امتحان داروها روی خودش برای اضافه کردن اون دارو به لیست دارو ها بود .(یادش گرامی )

 

اما نظریه فلسفی دکتر کنت :

دکتر کنت اعتقاد داشت بدن انسان از لایه ها متعددی تشکیل شده که این لایه ها دارای ظرافتهای مختلفی می باشندو زمخت ترین لایه انسان همین لایه بدن اوست و لایه های دیگر بدنش در کل کائنات گسترده اند .

 

با توجه به اینکه دکتر کنت یک پزشک خیلی معتقد به مسیح بود نظریه خودش رو بدین گونه بیان کرد که درصورتی که بین دانستگی و اراده  انسان اختلافی ایجاد بشه ( یعنی اینکه دانستگی شخص بگوید که کاری گناه است ام شخص با اراده خود آن کار را انجام دهد ) این اختلاف بین دانستگی و اراده باعث آسیب به یکی از این لایه ها می شود .

 

وقتی یکی از این لایه ها آسیب می بیند برای حفظ تعادل داینامیک خودش نیروی دفاعی مقداری از تنش رانگه داشته ومقدار مازاد رو به لایه زمخت تر منتقل می کنه و این تنش لایه به لایه به سطوح زمخت تر می رسه تا به لایه بدن انسان می رسه که اون زمخت ترین لایه است . لذا برای درمان بیماریها باید ابتدا لایه های لطیف تر درمان شود سپس لایه های زمخت تر .

 

تفاوتهای اندکی بین این نظریه با نظریه دکتر هانمن وجود داره و اون تقاوت اینه که ، دکترهانمن اعتقاد به وجود موجودات ریزی بود که بیماری رو ایجاد می کنن و بعد بیماری به سطح ذهن می رسه اما دکتر کنت اعتقاد داشت بیماری به خاطر تغییرات فکری ایجاد میشه و این تغییرات قابلیت بیماری رو ایجاد میکنه.

 

4- نظریه دکتر سانکران :

 

دکتر سانکاران هم جز مشهور ترین همیوپاتهای حال حاضر دنیاست که تقریبا تمام همیوپاتها اسم اون رو شنیدن

 

او علت بیماری رو اینگونه معرفی میکنه بیماری برداشت غیر صحیح از واقعیت است . شاید در نگاه اول این تعریف عجیب و غیر قابل درک به نظر برسه اما من در اینجا کمی توضیح میدم تا

این موضوع قابل درک تر برشه

 

او نیز مانند دکتر کنت به وجود لایه های مختلف بدن اعتقاد داشت اما علت بیماری رو درک غیر صحیح از واقعیت این دنیا وزندگی میدونه به عنوان مثال او اعتقاد  داره  وقتی به شخصی ظلمی میشه واون شخص از شخص ظالم کینه به دل می گیره این کینه به دل گرفتن به دلیل برداشت غیر صحیح از واقعیت زندگیه  زیرا چه بسا اون ظلم عین خیر برای اون شخص بوده و او از واقعیت برداشت غیر صحیح کرده در حالی که کسی که از

واقعیت دنیا برداشت صحیحی داشته باشه می دونه که همه چیز در دنیا عین خیره و هیچ بدی وجود نداره  .لذا به دنبال این کینه در یکی از این لایه های ظریف  بدن تداخل ایجاد شده و این تداخل  به لایه های زمخت تر منتقل میشه تا اینکه باعث بیماری در سطح جسم  میشه .

 

 

در اینجا لازمه بگم هر کدوم از این نظریه ها علت شروع یکسری از بیماریهابه خوبی توجیه میکنه 

به عنوان مثال نظریه دکتر کنت و دکتر سانکاران در توضیح بیماریهایی که بهدنبال تنشهای فکری ایجاد شدن بیشتر کارایی داره اما نظریه دکتر هانمن توضیح بیماریهایی که به دنبال یک عفونت شروع شدن کاربرد بیشتری داره .در هر حال تفاوتی در اصل درمان با هیچ کدوم از این نظریه ها وجود نداره چون اینها نظریه های فلسفی در تعریف شروع و منشا بیماری هستن .اما در خصوص خود درمان متد درمان در انواع نگرش های فلسفی یکی است .

+ نوشته شده در  شنبه یکم آبان 1389ساعت 9:38  توسط واشهری  | 

درخصوص هزینه های درمان و دارو دوستان زیادی سئوال کرده بودند که باید بگم هزینه درمان صرفا هزینه ویزیت پزشکه و برای داروها به علت ارزانی نباید هزینه ای دریافت گردد .

 

البته استثناهایی وجود داره که ممکنه یک داروی خیلی خیلی خیلی خاص توی ایران نباشه که در اون صورت پزشک باید مقدمات دریافت اون دارو رو از خارج انجام بده

در مجموع باید بگم که هزینه اقدامات به دست آوردن دارو از قبیل هزینه بسته بندی دارو- هزینه گمرک - هزینه حمل و نقل از هزینه های خرید دارو بیشتره

اما در مجموع تو هر قشری آدم های سود جو وجود داره

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 17:14  توسط واشهری  | 

طرز تشخیص روش درست درمان و پزشک متعهد

با توجه به اینکه تعداد پزشکان همیوپات روز به روز در حال گسترشه متاسفانه تعداد کسانی که به جای درمان بیماران به دنبال پر کردن جیب خود با استفاده از این روش درمانی می باشند درحال افزایشه بنابراین طریقه تشخیص  پزشک دلسوز و روش درمان درست رو خدمتتون می گم:

 

1- اگر برای بیماری مزمن پیش همیوپات تشریف می برید و پزشک در ویزیت اول  کمتر از 20 دقیقه شرح حال گرفت ، مدت شرح حال رو از بیماران دیگر هم بپرسید .... اگر خیلی سریع دارو انتخاب می کنه با کمی تردید به او مراجعه کنید

2- تجربه این حقیر و دوستانم نشون داده اگر پزشکتون با داروی اول تونست روند درمان رو شروع کنه( چه روحی چه جسمی )تا پایان کار با اون ادامه بدید اگر در 2 مراجعه اول نتیجه نگرفتید پزکشتون رو تغییر بدین 

3- اگر پزشک برای فروش دارو هزینه ای طلب میکنه مخصوصا هزینه های بیشتر از 5 تا 10 هزار تومان به تعهد لو شک کنید 

4-  اگز پزشک برای درمان هزینه ای بیشتر از ویزیت معمولی می گیره مخصوصا هرینه های غیر متعارف به تعهد اخلاقی او شک کنید .

5- در پابان باید  بگم این درمان یک درمان کل نگره اگر فقط برای لاغری ، چاقی و ریزش مو بتون دارو میده به تعهد وعلم پزشک هر دو شک کنید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:53  توسط واشهری  |